تبليغاتX
...:::بیهود سیتی:::...
مواد مخدر خطری جدی در کمین جوانان

 

 مصرف مواد مخدر یکی از مهم ترین مشکلات عصر حاضر می باشد که گستره ای جهانی پیدا کرده است ، مصیبتی که میلیون ها زندگی را ویران وسرمایه های کلان ملی را مصرف مبارزه و یا جبران صدمات ناشی از آن می کند هر روز بر شمار قربانیان مصرف مواد مخدر افزوده می شود که از کلان شهرها به اقصی نقاط کشور رسیده و متاسفانه یکی از معضلات تعداد اندکی از جوانان و نوجوانان روستای بیهود مصرف مواد مخدر حتّی سیگار که به عنوان مقدمه ای برای اسارت در چنگال اعتیاد ومواد مخدر است که هیچ برنامه ای تا به امروز برای پیشگیری هیچ برنامه ای در سطح روستا ارائه نشده است علل وعوامل زیادی هستند که جوانان به این سمت وسو می روند مانند :عوامل فردی ، اجتماعی  شخصیتی، محیط و... .

البته بزرگترین مشکل  بیهود وبزرگترین دلیل برای معتاد شدن جوانان نبود کار در خود دهستان است . در حال حاضر با شروع تابستان و یا افرادی که ترک تحصیل می کنند در سن خیلی کم  به شهرهای بزرگ برای کار مهاجرت می کنند و آنها که هنوز در سن نوجوانی که مهم ترین مرحله زندگی خود را سپری می کنند و از نظر شخصیتی به سن کامل نرسیده اند و به دلیل نا آشنا بودن با محیط های بزرگ و آشنایی با دوستان ناباب به هر تعارفی جواب بله می گویند در دام وحشتناک اعتیاد می افتند و مشکل دیگر که باید در خود روستای بیهود ریشه یابی شود همکاری صمیمانه شورا ، دهیاری ،هیئت امنای

 همه مساجد، فرهنگیان و معلمان عزیز که وقت خود را با برنامه منظم در اختبار جوانان روستا بگذارند زیرا جوانان و نوجوانان در روستا تنها سرگرمیشان دور هم جمع شدن و صحبت کردن است و روستا متاسفانه در هیچ زمینه ورزشی فعالیتی نکرده است و همینطور فعالیت های بسیج که در گذشته قابل توجه بوده اما امروزه اثرکمی از فعالیت های بسیج به چشم می خورد اما چرا هیچکدام از همشهریان مسئول قبیل مسئولین شورا ،دهیاری و ... فکری نمیکنند.  البته اگر معظل اعتیاد قرار باشد در این روستا بررسی شود باید با دید جامع و وسیعی نگاه کرد و نقش همه ارگان ها و نهاد های مسئول را باید کاملا بررسی کرد مثل نقش فعال معلمین که نه ماه از وقت خود را صرف تعلیم و تربیت این دانش آموزان روستا می کنند و می توانند تاثیر بسزایی در اخلاقیات و روحیات آنها و همینطور افزایش آگاهیهای آنان نسبت به مسائل روز داشته باشند .

 

با همه ی این صحبت ها نباید از نقش پدر و مادر به عنوان اولین اجتماع فراموش کرد چرا که هیچ مسئولی و هیچ طبیبی دلسوز تر از پدر و مادر نیست . پدر و مادرند که هم با روحیات و اخلاقیات و هم نیازها، تعاملات ، فرهنگ و شخصیت فرزندان آشنایند و به تناسب نیاز داروی مناسب را می توانند ارائه نمایند ولی متاسفانه در روستا به علت سواد کم والدین و نا آگاهی آنان از مضرات اعتیاد براستی اطلاع رسانی وظیفه چه کسی است ؟ ؟

با وجود اینکه جوانان به قدر کافی از خطرات و مضرات مواد مخدر آگاه اند با این وجود چرا در دام اعتیاد گرفتار می شوند؟

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:46 بعد از ظهر  توسط مهدي نيكنام   | 

درد دل
 

بذارید ساده و بی مقدمه آغاز کنم حال که قراره با دستای خالی کار فرهنگی انجام بدم، حال که قراره در مورد معضلات بیهود و بیهودی حرف بزنم.

نمی دونم از داشته هاش شروع کنم یا از کمبودهاش، از پیشینه ی درخشانش بگم یا از محرومیت ها و بی عدالتی هایی که در حق این خاک مقدس شده است، مهم نیست از کجا شروع کنیم مهم اینه که صدامون به کجا برسه؟؟؟!!!

می خواییم در مورد سرزمینی حرف بزنیم که با خون مقدس 40 شهید آبیاری شده، سرزمینی که کاوه ها را در خود پروراند و هادوی ها و حائری ها را معلم وار هدیه داد؛ آری این نشان سرزمین ماست، سرزمین آلاله ها، سرزمینی با پیشینه ای کهن و مردمانی سخت کوش و بی ادعا، سرزمینی گمنام که در دل کوهها قرار گرفته و نمی تواند خود نمایی کند، سرزمینی کوچک اما با ایمانی راسخ و استعداد هایی فراوان، فرهنگی به یادگار مانده از نسل های کهن، با معیشتی چون کشاورزی و دامداری،آری این سرزمین ماست، این وصف ها برامون آشناست اما آشناتر از اینها درد ها و کمبود هاییه که این سرزمین داره و ما با اونا خو گرفته ایم، با اونا بزرگ شدیم و با اونا زندگی می کنیم.

نمی دونم از تابستونای خسته کنندش بگم یا از سختی زمستوناش، اونجا که همه تنها پیامشون اینه که در مصرف گاز صرفه جویی کنید ما باید با کلی بدبختی نفت تهیه کنیم و در مصرفش صرفه جویی کنیم، وقتی همه از قدم توی بارون و لذتش حرف می زنن ما باید به این فکر کنیم که چه طوری برا انجام کارای ضروری مون از کوچه های پر از گل و لای رد بشیم، وقتی همه از اوقات فراغت و انواع کلاسای سرگرم کننده و مفید صحبت می کنند ما تنها باید به تلویزیون و برنامه هاش فکر کنیم، وقتی صحبت از سلامتی و بهداشت و درمان میشه ما باید یه درمونگاه خالی رو تصور کنیم و اگه جاشو پر ببینیم یه پزشک عمومیه که می خواد اولین تجربه ی کاریشو اینجا بگذرونه، وقتی صحبت از اینترنتش میشه باید انتظار یک اینترنت با سرعت خیلی خیلی پایین یا خرابو داشته باشیم .وقتی صحبت از مدارج علمی و انواع رشته های تحصیلی میشه دانش آموزای ما باید تنها به یه رشته اونم علوم انسانی فکر کنن.

آری اینجا سرزمین آب و خاک و آفتاب، سرزمینی با مردمانی آرمانی که همه ی نگاشون به آسمونه به امید بارون، رحمت خدا که با اومدنش شاد میشن و با نیومدنش نابود، آخه اینجا هیچ محصولی بیمه نیست. این مشکلاتو به کسی هم که میگیم میگن اینجا روستایه و باید با مشکلات روستا ساخت.

اینا تنها تنها گوشه ایی از کمبودای سرزمین ماست،گوشه ای از درد دلای مردم و جوونا و نوجوونا و بچه های این دیاره مردمی هست که با طلای سرخ آشنا هستند، حرمت و قداست دونه های طلایی گندم رو می دونن با جوونه هاش جوونه می زنه و بزرگ میشه، نمی دونم باید خوشحال باشم که بچه ی این دیارم و حرف اون شاعر که می گفت: (خوشا به حالت ای روستایی) رو بپذیرم نمیدونم رو چه اساسی شاعر همچین حرفی زده آیا غیر اینه که هیچ وقت طعم روستا و بد بختی هاشو نچشیده، شاید شعر این شاعر مثل همون آوازی باشه که شنیدنش از دور خوشه،اما با همه ی اینا واقعیتو نمیشه پنهون کرد و باید پذیرفت،واقعیت کلام همون شاعر  میگه . باید خودمون و بشناسیم تا بتونیم بیهودو بشناسیم و به دیگران معرفیش کنیم .

این دیارمون بیهود با پیشینه ی بسیار کهنی که داره و با موقعیتایی که حالا داره اون طوری که باید جای خودش رو باز نکرده ، اون طور که حقش بوده و هست بهش رسیدگی نشده ،اون طور که در خورش بوده شناسونده نشده،اما کی مقصره من نمیدونم نمیخوام ریشه یابی کنم ،شاید انتهاش به من و شمایی برسه که در حقش کوتاهی کردیم و این سرزمینو موقعیتشو خوب نشناختیم که به دیگران معرفی کنیم اما امروز دست در دست هم گذاشتیم تا بیهودو، موقعیتش و، کمبوداش و،کوتاهی هایی که در حقش شده رو بهتر بشناسیم هر چند شاید تاثیر چشمگیری نداشته باشه و صدامون به جایی نرسه ، حد اقلش اینه که تیتروار برای خودمون مرورش کنیم، آخه از دستای خالی و شعار و قلم بیشتر از این انتظاری نیست.

این سرزمین زادگاه علما و مجتهدینی بوده که در راه اندازی حوزه ی علمیه ی قم بازوی مرحوم آیت الله شیخ عبد الکریم حائری (مؤسس حوزه ) بوده اند .زادگاه و مهد پرورش عالمان و بزرگمردان بسیاری بوده  و امروزه بیش از 200 فرهنگی مشغول به خدمت دارد و پرورشگاه 80 دانشجوست با این حال و روزش بهترین موقعیت پیشرفت رو داره اما متأسفانه به جرأت میشه گفت در کل این منطقه حتی نسبت به کوچکترین روستاهای قاین از همه مظلوم تره و هیچ پیشرفتی نکرده، این درد بزرگیه نمیدونم علتش و باید در کجا جستجو کردو از کجا پرسید؟!!!

از این گذشته بیهود سرشار از معادنیه که میتونه بهترین موقعیت شغلی  رو برای مردمش ایجاد کنه و تا حدودی موقعیت جوان گریزیش و بهبود ببخشه؛ اما متأسفانه نه تنها هیچ اقدامی در این زمینه نشده حتی یه نفر به خودش اجازه بده که موقعیت شغلی ایجاد بشه ، تازه هم اگه ایجاد هم بشه اون موقعیتو از بین میبره .

نمیدونم فرهنگمون مشکل داره یا قانونمون؟؟؟

آخه برای هیچ کس این مسأله اهمیت نداره انگاری بیهود کسی رو نداره که از حقش دفاع کنه نه دهیاری، نه شورایی، نه معلم متعهدی،نه دانشجوی دلسوزی، نه معتمدین و اهالیی که آینده نگر باشند، نه عالم مدیر ومدبری شاید هم حرف و حدیث ها و شایعات بی جا همه رو زمین گیر کرده.

چرا باید بیهود این همه مشکلات رو داشته باشه سرزمینی که زمانی جمعیتش از همه ی روستاهای منطقه بیشتر بوده حالا روز به روز داره کم میشه و بطوری خالی از سکنه میشه.چرا دهستانیکه زمانی ۳۶ روستا رو داشته حالا به هفت روستا رسیده . واقعا چرا؟

به امید روزی که همه ی ماها در برابر سرزمین آبا و اجدادی مون ،خودمون رو مسئول بدونیم و همه ی موانع پیشرفت این سرزمین برداشته بشه و بیهود بتونه به اون جایگاهی که در خورشه برسه.

منتظر نظراتتون هستم

2 نوشته شده در  دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 6:42 بعد از ظهر  توسط مهدي نيكنام   | 

 

Persian Websites Directory

بیهود سیتی