بعد از حدود یک ماه دوباره تونستنم وب رو آپ کنم
این عکسها مربوط به تابستان هست و عکسهای پاییزه رو هم به موقع میذارم
فقط یک خواهشی که دارم از نظر فراموش نکنین
برای دیدن اندازه واقعی روی عکس کلیک کنید
این سری اول عکسهای زعفران بیهود است و سری دوم و سوم را در پستهای آینده خواهید دید.
تصویر یک:



گل زعفران :
زعفران گیاهی است که بیشتر در مناطق کم آب کاشت میشود.
جهت کاشت وگشترش گیاه زعفران باید از پیاز آن استفاده کرد.پیاز زعفران دارای رشته های کرک و پشم مانند است که آن را در برابر ضربه .سرما و گرما محافظت میکند.
فصل برداشت آن اواخر مهر ماه و آوایل آبان ماه می باشد .
شرایط آب و هوایی جهت کاشت زعفران : بیشتر در مناطق گرم و خشک و مناطق معتدله کاشت می شود.
مثلا شهرستانهای: قاينات(بیهود)/تربت حيدريه/کاشمر/گناباد اين محصول کاشت ميشود .
ميزان بار دهي محصول بطور متوسط ۱۰ کيلوگرم سر رشته در هکتار مي باشد.
موارد مصرف:
۱.به علت بالا بودن ارزش غذايي آن در اکثر غذا ها به عنوان چاشني غذايي استفاده مي شود .
۲.با توجه به خاصيت داروي اين گياه در درمان بيماريهاي : چشم و اعصاب -آرم بخش و ضد درد عوارض زنان -تقویت کننده هوش -تقویت قوه باء و محرک جنسی مورد استفاده قرار می گیرد
۳.با توجه به رنگ قرمز خوشرنگ جهت رنگ و جلا دادن به غذا ها و نوشيدنيها نيز استفاده ميشود .
۴.مصارف ديگر ..............
مستندات تاريخي بيانگر اين واقعيت است كه ايرانيان از روزگاران كهن به زر و زعفران علاقه و توجهي بليغ داشته اند به طوري كه در جشن ها و سرور ها و مجالس بزم و نشاط مانند عروسي ها و اعياد، يا استقبال از بزرگان و زائران زر و زعفران نثار قدمها مي كردند. در برپايي با شكوهتر اين گونه آئين ها، ضمن آذين بندي و آينه بندان، سكه هاي زرين و سيمين را به همراه زعفران و گل و نقل بر سر عروس و داماد يا شخصيتهاي مورد نظر، و گاهي همه حاضران در اين گونه مراسم مي ريختند. در برخي ازمراسم زعفران را به تنهايي، يا همراه با مشك وعنبر و عود دود مي كردند و گلاب مي پاشيدند.
درعصرهخامنشيان زعفران براي تزئين گرده هاي نان ومعطر كردن خوراكها به كار مي رفته است. فرديناند يوستي ضمن شرح زندگاني داريوش نوشته است: ((شاه ايران تن خود را روغني معطر مي ماليد كه عبارت بود از مخلوط روغن آفتاب گردان كه در پيه شير پخته و با زعفران و شراب خرما تهيه ميشد)). در دوره پارتها زعفران ايران به يونان و روم مي رفت، بعدا چين هم از مشتريان زعفران ايران شد. در عصر ساسانيان كاشت زعفران در قم و بون نيز رايج گرديد و مرغوبيت محصول آنها شهرت يافت. در همان روزگار زعفران در پرداخت كاغذهاي گران قيمت كاربرد پيداكرد، اما پيشتر از آن محلول زعفران به عنوان مركب تحريراستفاده مي شد،وتا قرنها بعددرتركيب مركبهاي تحرير مرغوب به كار مي رفته است. از انواع مركب زعفراني كم رنگ و پر رنگ (از زرد كمرنگ تا قرمز خونين) براي نوشتن عنوان فرمانها و نامه هاي سلاطين و خليفگان و امرا، و همچنين در تحرير عنوانها و سرفصلهاي كتب و رسالات و نيز در تذهيب و تشعير ، و در تصوير ها و نقوش حواشي و متن استفاده مي شده است. افزون بر اينها در تحرير دعاهاي مقدس و همچنين تعويذ ها و طلسم هاي خاص بر روي كاغد و پارچه و گاهي كفن، مركب زعفران به كار مي رفته است .
در منابع پهلوي زعفران با نام پارسي (كركم) ثبت شده است. در يك ترجمه بندهش زعفران جزو اسپرغم ها يا عطرها يا گياهان خوشبوي به حساب آمده، و در ترجمه ديگري از اين كتاب، زعفران در شمار گياهان رنگ كننده پارچه ذكر شده است. كلمه زعفران يك واژهء عربي يا احتمالا معرب است كه ريشه و وجه اشتقاق آن ناشناخته مانده، گو اينكه در منابع غربي براي اين كلمه و كلمه كركم مبناي سومري عنوان شده است. اين نظر قابل تامل در صورتي به واقعيت نزديك است كه مبدا سومريان از نواحي زعفران خيز ايران باشد، يا بتوان آنها را همان بوميان رانده شده از ايران زمين، پس از هجوم آرياهاي دامدار و شبان پيشه پنداشت.
در منابع لغت فارسي و عربي دهها كلمه به معني زعفران ثبت شده است. اما اين كلمات به ندرت در مآخذ و متون كهن فارسي به كار رفته است. مثلا كلمه كركم در نوشته ها و سروده هاي فارسي در موارد بسيار اندك ذكر شده است، اما كلمه زعفران با همه خصلتها و خصوصيات و خواص نباتيش مورد توجه بسياري از ادبا و نويسندگان و شاعران قرار گرفته است، به طوري كه با جرأت مي توان گفت كلمه زعفران و تعبيرات و تشبيهات مربوط به آن به اندازه اي كه در منابع و متون و دواوين فارسي آمده در آثار مكتوب هيچ يك از السنه جهاني به كار نرفته است.
كشت زعفران در گذشته اي بسيار دور در غالب مناطق مركزي ايران متداول بوده است. شهرت زعفران قم در زمان قبل از اسلام حكايت از پيشينه كشت اين گياه در ايران قديم دارد. در قرن دهم ميلادي كشت زعفران توسط اعراب (كه خود اعراب نيز آن را از ايرانيان آموخته بودند) در اسپانيا متداول گرديد و متعاقب آن در قرن هجدهم در ناحيه اي به نام Walden در Essexانگلستان رواج داشته و امروزه اين محل به نام Saffron Walden معروف است .
به طوري كه از نوشته هاي ادبي و پزشكي هندوستان برمي آيد ، زعفران از دير باز براي مردم آن سرزمين شناخته شده بوده است. همچنين زعفران نزد مردم مصر، يونان، كليميان، هندوها و مسلمانان از توجه خاصي برخوردار بوده است.
گياهشناسي
زعفران با نام علمي ( .Crocus Sativus L ) از خانواده زنبقيان (Iridaceae) گياهي علفي، چند ساله، بدون ساقه و پيازدار است. پياز زعفران از نوع توپر و تقريبا كروي شكل با قطر 3 تا 5 سانتي متر و پوششي قهوه اي رنگ مي باشد كه در زير خاك قرار مي گيرد. هر پياز 6تا 9 برگ باريك، نظير برگ علفهاي چمني توليد مي نمايد. ريشه هاي زعفران ازنوع افشان هستند كه از قــاعده پيازها و از روي دايــره محيطي آن مي رويند. گل زعفران اولين اندامي است كه در اوايل پاييز ظاهر مي شود. در سال اول كشت، به علت ضعف پيازها و عدم استقرار كامل آنها در خاك و كشت عمقي، جوانه هاي گل توان كافي براي رويش ندارند و حتي برگها در سال اول ديرتر از معمول ظاهر مي شوند. پوشش گل از سه كاسبرگ و سه گلبرگ همرنگ بنفش تشكيل مي شود، به طوريكه تشخيص كاسبرگها از گلبرگها مشكل مي باشد. تعداد پرچمها سه و طول ميله پرچم دو برابر بساك است. بساك زعفران زرد رنگ مي باشد. مادگي در مركز گل قرار گرفته و داراي يك تخمدان است و از قسمت تخمدان خامه باريكي خارج مي گردد. خامه طويل و كشيده بوده به رنگ زردكمرنگ است كه به يك كلاله شفاف قرمز نارنجي سه شاخه اي به طول3-2 سانتي متر ختم مي شود. سه كلاله همراه با خامه پس از خشك كردن، زعفران تجارتي را تشكيل مي دهند.

اندامهاي مختلف گياه زعفران
تكثير زعفران از طريق ايجاد پيازچه هاي جديد كه از پياز مادر توليــد مي شود صورت مي گيرد. پياز زعفران در ماههاي تابستان به صورت غيرفعال و راكد در زمين باقي مي ماند و رشد دوباره خود را در حدود پايان تابستان شروع مي نمايد. بر طبق گزارشات موجود چندين واريته شناخته شده در كشورهاي مختلف كشت مي گردد.
تقسيم بندي انواع زعفران
در ايران معمولاً زعفران توليدي به چند شكل تقسيم بندي مي شود. يكي از اصطلاحاتي كه از ديرباز در اين زمينه مورد استفاده قرار مي گرفته زعفران دخترپيچ است. اين نوع زعفران شامل قسمت كلاله و خامه، (قسمت سرخ و قسمت سفيد يا زردرنگ زعفران) مي باشد كه در فارسي به آن زعفران دستهاي نيز گفته ميشود، و در خارج از كشور آن را به عنوان زعفران Bunch (دسته اي) يا Red & White(سرخ و سفيد) مي شناسند. در واقع قسمت قرمز دراين نوع زعفران بايدبين 75-70% باشد و قسمت ريشه يا كنج آن حدود30-25% است.
از نامهاي جديدتري كه بعداً مرسوم شد، زعفران سرگل يا به اصطلاح عاميانه زعفران سرقلم بود كه از زعفران دسته اي توليدگرديد، بدين نحو كه قسمتهاي زرد آن رابا قيچي كردن وسپس با استفاده از روش الكتريسيته ساكن جدا نمودند و زعفراني تميزتر و كاملاً قرمز به دست آوردند كه در زبان انگليسي به آن All-Red (كاملا سرخ) گويند و مشابه زعفراني است كه كوپه Coupé (قطع شده يا بريده)خوانده مي شود. بعدها زعفرانهايي را كه براي تهيه آنها مستقيماً قسمت قرمز(تنها شامل مقدار بسيار كمي از زردي) را از گل جدا ميكنند پوشالي ناميدند، شايد به اين دليل كه اين نوع يك حالت حجيم و پوشال مانند پيدا ميكند، كه البته پايگاه معتقداست اين اسم مناسبي نيست و بايد نام بهتري براي اين نوع زعفران انتخاب شود. هر كدام از اين زعفرانها ممكن است درجه يك يا دو و مرغوب يا نامرغوب باشند و هيچيك را نمي توان به ديگري ترجيح داد. آنچه كه مسلم است قدرت رنگدهي و كيفيت زعفران دسته به مراتب پايين تر از انواع ديگر زعفران است، همينطور از نظر روش خشك كردن چون با تاخير خشك مي شود و در واقع بخشي از قدرت رنگدهيش را در طول فرآيند خشك كردن از دست مي دهد كيفيت پايين تري دارد.
برخلاف نتايج بررسيهاي علمي و آناليزهاي انجام شده برخي تصور مي كنند زعفران دستهاي و حتي ريشه يا كنج داراي عطر بيشتري است. اين كاملاً اشتباه است، زيرا منشا مواد موثره زعفران (كروسين، پيكرو كروسين و سافرانال، مخصوصاً كروسين موجود در قسمت زردي(كنج) زعفران، كلاله آن است و مواد مذكور در اثر حركت در بافت گياهي از كلاله به آنجا انتقال پيدا كرده اند، خود زردي(كنج) نه تنها داراي مقدار قابل توجهي از آنها نيست(در مقايسه باكلاله) بلكه كروسين موجود در آن صفر است. از نظر عطر نيز تنها به اين علت كه به سبب نوع بافت گياهيش امكان جذب رطوبت بيشتري از كلاله دارد، معطرتر بهنظر ميرسد.
وقتي زعفران سرگل را از زعفران دستهاي جدا ميكنيم، قسمت ريشه يا سفيد كه در فارسي به آن كنج يا سفيد زعفران و در اروپا به آن white (سفيد) يا style (خامه)گفته ميشود،جدا ميشود و در واقع نمي توانيم آن را زعفران تلقي كنيم. اين ماده كنج زعفران ناميده مي شود و تعريف زعفرن را شامل آن نميدانيم.
از تقسيم بنديهاي ديگري كه وجود دارد تقسيم بندي است كه توسط بعضي از شركتها مورد استفاده قرار گرفته و در آن زعفران برمبناي كيفيت به درجه هايي تحت عناوين 1و 2و3 يا 1و2و3و4 و همينطور حروف انگليسي مثل A،B و C درجه بندي شده اند. اينها استانداردهاي كارخانهاي هستند، و اميدواريم در آينده پايگاه زعفران بتواند با كمك موسسات ذيربط مثل مؤسسه استاندارد و اتحاديه صادركنندگان و ساير بخشها يك نامگذاري واحد را براي زعفران ايران رايج نمايد.
برای دیدن مطالب قبلی وبلاگ به آرشیو کامل بیهود سیتی سری بزنید
منتظر عکسهای بعدی زعفران بیهود باشید.....
تصویری از آب انبار محله رضوان:
از ديگر جاذبههاي زيبا و مفرح آببند شهيد زراعتكار ميباشد كه در مجاورت روستا و در مسير راه ارتباطي بيهود به خونيك تجن قرار گرفته است و منظره زيبا و دلانگيزي را ايجاد نموده است با گسترش اين آببند و آبگيري آن هم در زمينه كشاورزي مؤثر بوده و هم به عنوان تفريحگاه ميشود از آن استفاده مواد البته ايجاد ساكن جمعيت شنا نيز ميتوانند بر جاذبههاي آن بيفزايد. اين آببند هم از طريق آب قنات آبگيري شده و در زمينه كشاورزي هم قابل استفاده است.
با فرا رسیدن ایام نوروز و فصل بهار افرادی که قصد دارند به مکانهای تفریحی بروند، در اینجا به برخی از نقاط تفریحی دهستان بیهود اشاره میشود.
دهستان بیهود دارای مناطق تفریحی فراوانی میباشد.این دهستان با جاده آسیایی 18 کیلومتر فاصله دارد.در مجاورت اين جاده روستايي بهنام گريمنج قرار دارد كه متصل به جاده آسفالت است و از نظر موقعيت جغرافيايي در جنوب شرقي اين جاده قرار گرفته است بهطوري كه جاده بيهود از داخل اين روستا ميگذرد در مسير راه به بيهود دو روستاي كوچك اما با صفا و دلپذير به نامهاي «بزبيشه» و «سرساران» قرار گرفته است مخصوصاً روستاي سرساران در ارتفاع بلندي واقع شده است به طوري كه رهگذران با عبور از بزبيشه و رسيدن و ديدن منظرههاي دلپذير آن احساس لذت ميكنند.
در اینجا با برخی از مناطق تفریحی دهستان بیهود اشاره میکنیم
1- خند
خند داراي قنات و زمينهاي ضروري و باغات فراواني ميباشد در فاصله 3 كيلومتري غرب بيهود قرار دارد تفريحگاه زيبا و مكان باصفايي است: قنات آن داراي آب ميباشد كه حدود هكتار زميني از اين قنات آبياري ميشود آب آن شيرين و گوارا است كه از دل كوهها بيرون ميآيد داراي استخري است كه آب قنات مدت 12 ساعت در آنجا ذخيره ميشود و بر مالكين و زراعين با توجه به نظم و ترتيبي كه براي آن قرار دادهاند آبياري ميكنند و مهمتر اينكه قلعه خند نيز در اين مكان قرار دارد كه به جذابيت آن افزوده است.
2- حسن جمال
حسن جمال در چهار كيلومتري شمال شرق بيهود قرار دارد و در مسير بيهود گريمنج و در مجاورت سد بیهود واقع شده است و در دامنه كوهي پر ارتفاع است كه ارتفاع آن به 2 كيلومتر و يا حتي بيشتر ميرسد اين مكان پر از درخت و سبزه زار است، آب شيرين و خنكي از بلندي كوه جوشان است و به سمت سرازيرها در حركت كه كشاورزان سدي كوچك در جلوي آن ايجاد كرده و آب را به آن مكان هدايت و پر از ذخيره شده راههاي زمينيهاي كشاورزي ميكنند بالارفتن به اين قنات و مكان سبزه زار كار آساني است چرا كه زمينهاي آن به صورت پلكاني رديف شده است.
3- زوميچ:در فاصله يك كيلومتري شرق بيهود قرار دارد رودخانه بزرگ است با درختي قديمي و ارتفاع اين رودخانه حدود 10 الي 15 متر است در فاصله هر بيست متر چشمههاي كوچكي از دل رودخانه جوشان است كه رهگذران از آب سرد آن ميآشامند و حتي استراحت ميكنند طول مسير رودخانه پنج كيلومتري و بالاخره منتهي به قنات بيهود ميشود.
4- زرخ:
در فاصله پنج كيلومتري شرق بيهود قرار دارد و داراي درختاني كهن پيچ در پيچ و تو در تو است منظره بسيار زيبايي دارد اين سبزهزارهای با صفا سه كيلومتر طول دارد همچنین داراي آبشاري ديدني است سرسبزي آن حتي در فصول خشكسالي نيز بسيار دلپذير است بهار آن بسيار فرحبخش است و خاطره شمال ايران را در ذهن تداعي ميكند.
5- چاه پلني:
اين چاه در فاصله پنج كيلومتري شمال شرق بيهود بهبزبیشه قرار دارد ارتفاع آن در هفت متر و قطر آن 5 متر و در ميان لاخ بزرگي قرار دارد و در مجاورت سد بیهود است.
6- ترش آب بيهود
در هفده كيلومتري شمال شرق بيهود (مسير بيهود-گريمنج) چشمه آب معدني وجود دارد كه آب آن ترش است و به آن «ترشآب» ميگويند. مردم معتقدند كه آب آن خاصيت دارد و درمان بيماريهاي پوستي، اعصاب و درد مفاصل مفيد است.
این بخشی از مناطق تفریحی دهستان بود. در پستهای بعدی در مورد بقیه مناطق دیدنی نوشته خواهد شد.
در پانصد متري شرق بيهود، مزاری وجود دارد كه به عبدالغفار ناميده ميشود البته نام قديمي و مشهور آن مزار (پیر گنجشك)است.اینمزار که درمنطقه ی کشاورزی که به نام همین امامزاده معروف شده رااز نوادگان امام موسيبيجعفر (ع)ميدانند.این مزار مزاریست که مردم به وجود واقعی آن معترف و معتقدند، زائران و مشتاقان در اين امامزاده بخصوص روزهاي جمعه به آنجا رفته و حتيالمكان آش نظري ميپزند و بين زائران تقسيم ميكنند.آنطور که نقل میکننداین امامزاده ابتدا بصورت سنگ چیل بوده که بنا وحصاری نداشته که حدود سی سال پیش با کمک خیرین بنایی با سنگ و سیمان درست شد.عده ای نیز نقل میکنند که:{تاریخچه این مزار در کتابی قدیمی نیز به ثبت رسیده که کتاب مربوط به آن را خوانده اند}یکی ازاین افراد جناب حاج آقای محسنی فرهنگی بازنشسته است که ایشان اظهار داشتند:بنده این کتاب را دیده و خوانده ام وتاجایی که در خاطر دارم در کتاب نوشته شده بود:
)شاهزاده سیف الدین وعبدالغفار از نوادگان امام موسی ابن جعفر(ع)که از هرات بطرف خراسان آمده که آن زمان حکومت قهستان نایب الحکومه داشت که به قلعه قهستان فرار کرده و به کوه پای درّه(کوهی واقع در شرق بیهود) در آمدند ودر انجا به دست کشاورزانی که آبیاری میکردندبه شهادت میرسند.این واقعه حدوداًدر سالهای 180الی 200هجری قمری اتفاق افتاده است.)
چند سالیست که این بنای متبرک توسط ورثه ی مرحوم رحمت الله نیکنام مورد بازسازی قرار گرفته است .